تبلیغات
مطالب اینترنتی - شاید گاهی باید آرام تر قدم برداریم (داستان زیبا)
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : نویسنده
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
مطالب اینترنتی
چهارشنبه 11 مرداد 1396 :: نویسنده : نویسنده        

 

داستان,داستان آموزنده,داستان کوتاه,تاجر,محصول کشاورزی

شاید گاهی باید آرام تر قدم برداریم

تاجری در روستایی، مقدار زیادی محصول کشاورزی خرید و می‌خواست با آنها را با ماشین به انبار منتقل کند. در راه از پسری پرسید: «تا جاده چقدر راه است؟»

پسر جواب داد: «اگر آرام بروید حدود ده دقیقه کافی است. اما اگر با سرعت بروید نیم ساعت و یا شاید بیشتر.»

تاجر از این تضاد در جواب پسر ناراحت شد و به او بد و بیراه گفت و به سرعت خودرو را به جلو راند. اما پنجاه متر بیشتر نرفته بود که چرخ ماشین به سنگی برخورد کرد و با تکان خوردن ماشین، همه محصول‌ها به زمین ریخت. تاجر وقت زیادی برای جمع کردن محصول ریخته شده صرف کرد و هنگامی که خسته و کوفته به سمت خودرواش بر می‌گشت یاد حرف‌های پسر افتاد و وقتی منظور او را فهمید بقیه راه را آرام و بااحتیاط طی کرد.

شاید گاهی باید آرام تر قدم برداریم تا به مقصد برسیم.

لابرویر: «برای كسی كه آهسته و پیوسته راه می‌رود، هیچ راهی دور نیست.»

منبع:yekibood.ir

 

 

 

The post شاید گاهی باید آرام تر قدم برداریم (داستان زیبا) appeared first on جذاب.


لینک منبع و پست :شاید گاهی باید آرام تر قدم برداریم (داستان زیبا)
http://www.jazzaab.net/%d8%b4%d8%a7%db%8c%d8%af-%da%af%d8%a7%d9%87%db%8c-%d8%a8%d8%a7%db%8c%d8%af-%d8%a2%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d8%aa%d8%b1-%d9%82%d8%af%d9%85-%d8%a8%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%85-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa.html



نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر